آیینه و آیینه سواران همه رفتند
سلام
اومدم از دوستانی که نوشته هامو خوندن و نظرشونو برام گفتن تشکر کنم که به من لطف کردن و نظرات ارزشمندشونو به من فهموندن .
بازم ممنون و دیگه اینکهاومدم مقداری از تجربیات خودمو که در طی سالها ارتباط با مردم یاد گرفتم به شما هم بگم. شاید خوشتون بیاد و شاید هم ذهنتونو باز تر کنه.
پیش پیش بهتون بگم منظورم هیچکس خاصی نیست،و لطفا جبهه نگیرید.
بحث کاملا تجربیه:
۱- همه دروغ می گن:همه ای که در اینجا گفته شده به تعداد زیادی از مردم گفته می شه که ممکنه خود من هم از اونها باشم.برای رد شدن از این مانع دروغی کافیه به حرفی که گفته میشه اعتماد نکنید.لازم نیست با گوینده مشاجره کنید،فقط اعتماد نکنید.
*توجه داشته باشید که همیشه مقدار معدودی وجود دارند که از قوانین علمی پیروی نمی کنندکه در حدود پنج تا ده درصد مردم رو تشکیل می دهند.و در این بحث هم به آن تعداد اشاره ای نشدهاست . لازم است بدانید که اگر مصادیق فوق با شما سازگار نیست شما هم در آن عده معدود دسته دوم قرار دارید و از من خرده نگیرید.
۲-کسی دلش برای شما نمی سوزد:شاید شما هم در خیابان با کسانی مواجه شده باشید که فکر میکنید قصد کمک دارند و بعد متوجه میشوید که از این کمک هدف دیگری داشته اند یا سوء استفاده یا خود نمایی یا سرکیسه کردن و...) . در جامعه ی کنونی (با تأسف )باید گفت که افراد کمی وجود دارند که برای کمک به هم نوع و رضای خدا ارزشی قائل شوند.ناراحت کننده است ولی باور کنید.
۳-دلتان برای دیگران بسوزد:طبیعتا باید می گفتم ئلتان برای کسی نسوزد ولی این راه حل مشکل نیست. این خود مشکل است.ما انسانیم در ،مشکل،خرج و مخارج(می دونم از نظر دستوری غلطه ولی ...)واز همه مهمتر پول مارا رو از انسانیت دور کرده ولی به خودتون یه لحظه فکر کنید،آخرش که چی باید یکی کمکمون کنه ،دستمونو بگیره.
۴- همیشه به خودمون اعتماد کنیم:درسته.ممکنه بگین با این کار خیلی سریع به بن بست میخوریم.اما نه ،اگه بیشتر از اینکه به دیگران اعتماد کنید به خودتون اعتماد کنید بهتون قول می دم حداقل دیرتر و با احساس خوبی شکست میخورید.اون موقع است که شکست پایه پیروزی میشه نه با طناب دیگران از کوه بالا رفتن...
خوب بقیه اصول زندگی درست در عصر نادرست رو به زودی براتون می نویسم.
متشکرم.