تبليغاتX
کوی تنهایی
وبلاگ شخصی محسن علیجان نژاد " عرفان "
سلام به دوستای عزیز و قدیمی من

ببخشید که هی دیر به دیر میام و بروز میکنم

این تقدیم به شما باشد که دلنشین افتد:

 

من به تقدیر خودم گند زدم

و به تصمیم خودم

به دو دست دل خود بند زدم

و پریدم بی پر

چه پریدنهایی؟

اندر این شهر که هر کس پی دندان خود است

پی درمان خود است

من به دنبال دوایی مرهم

پی درمان جهان میگردم

بله ای دوست جهان بیمار است

همه اهلش به خدا شکر کنند و گویند

ای خدا بی دردم

درد من درد غذا و نان نیست

درد من حتی از

خطر تیغ به این ایمان نیست

درد من از غم بی دردیه توست

و همه اهل دهت

که گمانا همشان بی دردند

سخت در خواب سحر می پلکند

نه صدای زنگی

نه خروسی زیبا

روی دیوار دهت میخواند

چه شب تاریکی

چه سکوت سردی

کاش میشد که دری باز شود

و جهانی روشن

و امیدی به صبای دگری

کاش میشد ای دوست

کاش میشد ای دوست ....

 

می دونم زیاد خوب نشده . ببخشید دیگه . حرف دلی بود که باید میگفتم.

موفق و پیروز باشید...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 10:45  توسط محسن علیجان نژاد  |