دیرشد ببخشید. در ضمن دوباره سال نو رو به همتون تبریک میگم. باز اومدم با یه شعر که هنوز نگفتم. یعنی الانه میخوام براتون بگم. پس نمی تونم حالا بهتون بگم خوبه یا نه. اجازه بدید تموم شه. اونوقت:
دل خاکستری من ، توی این زندگی گیره
توی این زندون بی در ، داره از غصه می میره
کو کلید ، کو دست یاری ، وا کنه در سکوتم
بزنه بارون شادی ، روی شوره زار ماتم
کو دلی که زنده سازه ، زندگی رو می نوازه
مهر رفتن ، روی تاریکی شبهای درازه
کو که با دستاش بگیره ، آره اون بالای خستم
وا کنه قفل سکوتو، وا کنه دری که بستم
با همین چشمام شنیدم، گفته های دیگرونو
حلقه نارنجک خسته، زیر چکمه ی جنونو
آره زیبایی عشقو ، همه آدما شنیدن
ولی اون خسته چشیده ، اونکه آدما شنیدن
دیگه آتیش جهنم ، زیر پاهام سرد سرده
آره روزگار وحشی ، گرده و داره میگرده
درد ما درد زمین نیست، آسمونم غصه داره
آسمونم از غم ما داره، شر و شر می باره
ما چه خوبیم ، گریه هامون، واسه اینه، واسه اونه
گریه های خودمونم ، توی چشممون می مونه
حالا یه بهار دیگه، یه زمستون که میمیره
بیا تا با هم بخونیم ، روزمون سایه نگیره
خستگیمون مال شب بود ، خوشیمون مال بهاره
آسمون زندگیمون ، از خوشی داره می باره
انگاری اونقدام بد نشد. فقط یه چیزی اگه تو خوندن مشکل داشتین پیام بدین درسش کنم. فکر کنم این همه تغییر علامت خیلی بد فورمش کرده. شاید فهمیده باشین. دارم تغییر رویه می دم. خوب بهاره دیگه. یه سال نو با یه زندگی جدید.
براتون آرزوی موفقیت میکنم...
سال نو آمد بهار امد ولی کو یار ما
فصل لاله، لاله زار آمد ولی دلدار ما
سبزه آمد، ماهی قرمز درون شیشه ها
پنجره کو تا بکوبیمش روی دیوار ما
خندمان خاکستری شد از جفای زندگی
زندگیمان رنگ می بازد ز رنگ کار ما
سیبهای سرخ روی سفره های هفت سین
شاید این سال است سال وعده ی دیدار ما
شرمنده که دیر اومدم و دست خالی
ممنون از نظرات قشنگتون...