یادته وقتی که رفتی ، گریه شد همنفس من
این دل خاکستری شد ، میله ها قفس من
حالا وقتشه بیایو ، ببینی دارم می خندم
ای بهار بیا که دل رو ، به زمستون نمی بندم
سوزن سال به زمستون ، آره آره گیر کرده
ای خدا فصل قشنگی ، خیلی خیلی دیر کرده
می دونی چقدر گذشته ، وقتی رفتی از کنارم
دیگه وقتشه ببینم ، چهره ی ناز بهارم
دیدی رفتی موندمو من ، خوندم از غمها ترانه
عشق لیلی داغ فرهاد ، کل اشعار شبانه
من می خونم از تو ای گل ، تا همون وقتی که زندم
وقتی اومدی دوباره ، به لبم خنده می بندم
می خونم ترانه هامو ، براتو عزیزترینم
الهی اینقدر بمونم ، نور چشماتو ببینم
ممنون از اون دوستای عزیزی که با نظراتشون خوشحالم میکنند.
به امید پرواز...
نزار نذاراين برگاي خسته، بمونند بي نور بارون
نزار نذار تو بهار بميرن، از غم سرد زمستون
نزار نذارهيزم شكن شب، بزنه تبر به ريشه
نزار نذاراين بهار سر سبز، بميره واسه هميشه
نزار نذاراين بهار سر سبز، بره تو دل زمستون
اين بهار چقدر عزيزه ، واسه ما و بچه هامون
مي سوزونه دل ما ، رو آخر ترانه ها رو
اونكه ميگه بنويسيد، يا بگيد بدِ بهارو
بزنيد تو دهن شب، ميگه از بد بهاره
الهي تو دل خستم، بارون بهار بباره
مي دونم خاكستري شد، صفحه ي سرخ دل من
بگذر اي بزرگ والا، از دل غرق گل من
¤¤¤¤من هیچوقت املام خوب نبوده¤¤¤¤
راستی کلیپ صوتی این شعر توی پیوند های وبلاگم"اولین کلیپ Er"هست می تونید گوش کنید
درو واكن تا ببيني چشم خورشيد پر خونه
كربلا يه شهر زيبا از بهشت آسمونه
درو وا كن تا ببيني مي زنند تيغ به درختا
ريشه هاي اين درخته ريشه ي تموم دنيا
درو واكن تا ببيني خنده هاي تلخ مردم
دختر يكي دو ساله توي درياهاي شب گم
درو واكن تا ببيني مي بُرند دستاي يارو
مي سوزونند قلب ما رو اي خدا بيار بهارو
درو واكن تا ببيني مادري گريون و خسته
خيمه اي به گل نشسته چهره اي ز غم شكسته
درو واكن تا ببيني نيزه هاي تاج بر سر حلقهاي
غرق در خون تيرها كشته به پيكر
درو واكن تا ببيني كه حسين خوني و خستست
دست عباس رو زمينه كمر زمين شكستست
به یاد آن روز بزرگ...
هرکسی از راه میرسه٬ ما ها رو تحقیر میکنه
تو خیال خامشه ٬٬٬ داره ما رو سیر میکنه
آفتاب مهرشو میتابه توی جنگل ما
نمی دونه که داره ٬ ما ها رو تبخیر میکنه
میشینه ٬ توی سمند بخت و میگازه به شب
عین قورباغه ما رو ٬ زیر پاهاش زیر میکنه
فاعل فعل خوشی و سر خوشی همش خودش
فعل بدبختی رو با ٬ اسم ما تعبیر میکنه
توی روزگاری که ٬ قارچا همه درخت شدن
جای قارچ پا درخت ٬ ماها رو تصویر میکنه
جای قارچ پا درخت ٬ ماها رو تصویر میکنه
ممنون از همه ی دوستان هزیزی که تو این مدت برام کامنت گذاشتن باید بگم که برگشتم.بلید یه نکته ای رو یاد آور بشم اونم اینکه این شعر سیاسی نیست بیشتر فرهنگیه.
تا بعد...