تبليغاتX
کوی تنهایی
وبلاگ شخصی محسن علیجان نژاد " عرفان "
 

تويي آيينه ام يارم بهارم
به غير از يار خود ياري ندارم


تمام زندگي سرداست و پر غم
كجا بردي تو شمع روزگارم


منم لوحي ،  ندارم هيچ رنگي
كجا ماندست آن نقش و نگارم


تمام عمر بودم در خيالي
كه يك لحظه بيايد در كنارم


در اين درياي غم ساحل كجا بود
بيايد نغمه اش گردد حصارم


در اين تاريكي سرد زمستان
صدايش از بهاران يادگارم

متشکرم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 19:57  توسط محسن علیجان نژاد  | 

سلام دوستان عزیز تر از جانم

خدا رو شکر باز هم موعدی به دست اومد تا بنویسم.امیدوارم بد ازش استفاده نکنم.

من مست و دیوانه شدم ، حیران ز کاشانه شدم

وقتی که این آتش دمید ، حولش چو پروانه شدم

من نیزه بر جان می زنم ، دشنه به ایمان می زنم

من از برای این نما ، تیشه به پیمان می زنم

آتشسرا شد این دلم،  سنگ بنا شد این دلم

از دوری یاران دل ، موزه به پا شد این دلم

آتشفشانم میکند ،  روح و روانم میکند

بر روزگار پر هوس ، آیینه خوانم میکنم

آتش به جانم می زند ،  بر آستانم می زند

این شعله ی اهرمنی ،  قل بر زبانم می زند

 

به امید....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 4:45  توسط محسن علیجان نژاد  | 

سلام به دوستان خوبم

دوباره فرصتی به دست اومد تا مطلبی بنویسم . از تاخیرم منو ببخشید.

راستی عید سعید فطر رو (پیش پیشم که شده) به همتون تبریک میگم.امیدوارم سال خوبی داشته باشید.

شادم تو اندوهم مشو، کنعانتم کنعانمو نوحم مشو

فرهادمو تیشه بدست ،منت کن و کوهم مشو

مستم تو هوشیارم مکن، محوم پدیدارم مکن

بیداریت ارزانیت ، خوابم تو بیدارم مکن

کورم تو زیبایی مشو، شرکم اهورایی مشو

دارا ندارم می کند ، فقرم تو دارایی مشو

روحم تو محصورم مکن ،گورم پر نورم مکن

بینم که رویا نیستم ،یاری کن و کورم مکن

سنگم تو سوهانم ،مشو مرگ عزیزانم مشو

جانم کجا بود بی وفا، بازیچه ی جانم مشو

ترکم تو آغوشم مکن ،هستم کفن پوشم مکن

در آخر خط یک کلام ، رفتم فراموشم مکن.

 

البته تو شعر یه چی گفتم. من هنوز در خدمت شما هستم.

به امید پرواز...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 5:46  توسط محسن علیجان نژاد  |