|
کوی تنهایی نوشته های محسن علیجان نژاد " عرفان "
| ||
|
بسم الله دیوونتم دیوونه ی ناز صدات ، دیوونه ی اون خنده هات تو چشممه برق نگات ، میخوام بمیرم من برات تاریکه بی تو این دلم ، انگاری تو عمقه گلم بدجور تو سیره باطلم ، وقتی نبینم اون چشات
بی تو خرابه زندگیم ، عین سرابه زندگیم غرقه عذابه زندگیم ، بدجوری دل تنگه برات دل بی تو داغونه گلم ، دنیا یه زندونه گلم عینه زمستونه گلم ، این دل جدا از خنده هات حالا که خاموشه دلم ، اینجوری بیهوشه دلم مثل یه خرگوشه دلم ، وقتی نباشم من باهات من گیجتم دیوونتم ، پاتیله اون پیمونتم دربست درب خونتم ، دربست تا اون خنده هات دل بی تو محزونه گلم ، داغونه داغونه گلم تا سینه تو خونه گلم ، وقتی که خاموشه صدات
[ چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 ] [ 14:44 ] [ محسن علیجان نژاد ]
بسم الله بهار بی تو ، خزون انتظاره نباشی ، دل خرابه بی قراره عزیزم پیش من باش تا نمیرم که بی تو این دلم جونی نداره تو رو میخوام واسه هر لحظه یارم که بی تو بی کسم ، چشم انتظارم نباشی بی تو زندونم شب و روز همیشه در پی راه فرارم گلم تو حس زیبای بهاری عزیزی همدمی اون یار غاری بیا و روشنم کن با یه لبخند تمومش کن غم چشم انتظاری
[ پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ] [ 9:18 ] [ محسن علیجان نژاد ]
بسم الله بی تو تنهام ، خیلی خسته ، بدجوری گرفته حالم دوری از تو ، خیلی کاری ، زده و شکسته بالم تو که باشی غرق نورم ، تو نباشی سوت و کورم توی تاریکیه زندون ، وقتی از چشم تو دورم ......
[ چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 ] [ 14:29 ] [ محسن علیجان نژاد ]
بسم الله من یه باغم تو یه ابری ، تو نباری ، من میمیرم من که سرسبزیمو هر روز ، از وجود تو میگیرم من یه دشتم ، تو بهاری ، من که بی تو بی قرارم تو نباشی خشک و خسته ، تو که باشی لاله زارم من یه کوهم ، تو غروری ، با تو غم از من چه دوره بی تو مشتی سنگ و خارم که نهایت خاک گوره ...
[ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 14:48 ] [ محسن علیجان نژاد ]
بسم الله من هنوزم آرزومه خاک گلدون تو باشم حتی یک ساعت یه لحظه آره مهمون تو باشم [ چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 ] [ 2:27 ] [ محسن علیجان نژاد ]
بسم الله بعد عمری داره بارون میباره داره نور به کنج ٍ زندون میاره باد خوش عطر بهار ، تو این خزون یادٍ یارو به دلامون میاره خیلی وقته که دیگه نیست خبری از دم ٍ یار ٍ منو حور و پری چشممون دوخته به اون آخر خط ولی اونجا هم نمونده اثری ------------------------------- عمریه پاهامون افتاده به جاده خط ٍ بینهایتو پای پیاده راه ٍ ما قدر ٍ یه عمره تا رسیدن واسه پامون به خدا خیلی زیاده [ شنبه دوم مرداد 1389 ] [ 12:15 ] [ محسن علیجان نژاد ]
به نام خدا وای که تو اون شبِ سیاه تو اون شب ِ پر از خطا دل ِ منو بریدیو اونو گذاشتیش سر راه بریدی تا رفتگر ِ شهر کبود ِ سایه ها دل ِ منو لوله کنه بندازتش تو کهنه ها آخ که دلم پاره شده بدجوری آواره شده یه جورایی شبیه این زنای بدکاره شده هر شب یه جا بنده دلم الکی میخنده دلم هر کی به من میرسه ، میپرسه ، شبی چنده دلم [ یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389 ] [ 20:33 ] [ محسن علیجان نژاد ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||